در پی درج گزارشی با عنوان «سکولاریسم جعفر» که در آن به نقد برخی مواضع معاون اجرایی رئیسجمهور پرداخته بود، معاونت اجرایی ریاست جمهوری با ارسال جوابیهای به این گزارش واکنش نشان نداد. متن جوابیه به این شرح است:
پیرو چاپ مطلبی در تیتر اول آن نشریه در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ که حاوی نسبتهای ناروا، برداشتهای خلاف واقع و ادبیاتی آمیخته با تمسخر نسبت به اظهارات معاون محترم اجرایی رئیسجمهور در جلسه برخط مسئولان دفاتر ارتباطات مردمی استانداریهای سراسر کشور بوده است، بدین وسیله موارد ذیل به عنوان جوابیه ایفاد میگردد و لازم است برابر ماده ۲۳ قانون مطبوعات با رعایت کامل و دقیق ضوابط مقرر در آن قانون، در اولین شماره آن نشریه منتشر شود.
۱- انتساب مفهوم «سکولاریسم» به محتوای سخنرانی معاون محترم اجرایی رئیسجمهور بیش از آنکه در مقام استدلال باشد، در مقام «برچسب» است. سکولاریسم، اصطلاحی تاریخی و نظری با بار معنایی روشن است. کاش نگارنده محترم در نقد سخنرانی، با فراتر رفتن از هتاکی و تمسخر، وارد معقولات نیز میشد و نشان میداد کدام گزاره از سخنان ایراد شده دقیقاً و با چه منطقی به نفی دین در عرصه عمومی، حذف ارزشهای دینی از سیاستگذاری، یا جدایی نهادی دین و دولت میانجامد. نسبت دادن «ضدیت با دین» به مطالبی که در آن صریحاً بر احترام به باور مردم، پرهیز از تمسخر و کاهش آزردگی اجتماعی تأکید شده، وارونهخوانی معناست. اگر توصیه به احترام به باورهای مردم و پرهیز از تمسخر را «سکولاریسم» بنامید، یعنی اخلاق اجتماعی و عقلانیت حکمرانی را بهجای آن که بخشی از دینداری بدانید، بیرون از دین تعریف کردهاید و شگفتانگیز اینکه با این سطح فهم از مفاهیم، مدعی نظریهپردازی سیاسی و اجتماعی هم هستید و دیگران را از ورود به این عرصه که گویا ملک طلق نویسندگان روزنامه جوان است، منع میکنید.
۲- ادعای «خلط مبحث» نیز متأسفانه بر پایه حذف بخشهای اصلی سخنرانی بنا شده است. در سخنرانی، بهصراحت از تورم فرسایشی، بیثباتی ارز، گرانی و ناامیدی اقتصادی سخن گفته شده و علل بحران، چندوجهی توصیف شده است. سپس در کنار اقتصاد، به ابعاد اجتماعی و فرهنگی انباشت آزردگی نیز اشاره شده است. بدیهی است که هر کسی چنین بحران پیچیدهای را خطی و تکعلتی صورتبندی و تصور نماید همه چیز اقتصادی یا صرفاً امنیتی است، مرتکب سادهانگاری شده و ره به خطا برده است. حکمرانی عاقل، مجموعه علل را میبیند و برای هرکدام ابزار مناسب تمهید میکند: برای اقتصاد اصلاح سازوکارها، برای سیاست باز کردن مسیرهای دادخواهی و گفتوگو، و برای جامعه کاهش رفتارهای تحریکآمیز و آزارنده. کسی توصیه به نگاه چندوجهی و ریشهای به بحرانها را با برچسبهای عوامانه مثل «حرفهای سلبریتیوار» تخطئه کند، احتمالاً نه از عقلانیت سیاسی بهرهای برده و نه معنای بدیهی حکمرانی را فهم کرده است.
۳- نظریهپردازان برجسته آن روزنامه، در بخش دیگری از متن نیز حماسه دیگری آفریده و اشاره به زمینههای داخلی نارضایتی را نافی نقش دشمن خارجی قلمداد نمودهاند. در حالی که این دو، نه متناقض یکدیگرند و نه جانشین هم؛ بلکه رابطه علّی و تقویتی دارند. وجود زمینههای داخلیِ نارضایتی و ناامیدی میتواند بستر سوءاستفاده باشد و بازیگر خارجی میتواند بر آن بستر، کنشهای مخرب را سازماندهی، تشدید یا خشونتبار کند. اگر همه چیز را فقط «کار دشمن» بدانیم، درمان داخلی مشکلات عملاً تعطیل و زمینههای نارضایتی بازتولید میشود؛ در عین حال اگر همه چیز را هم فقط «داخلی» بدانیم، تهدید خارجی را دستکم گرفتهایم. نقطه کانونی در سخنرانی مورد نظر، اصلاح درونزا برای خشکاندن زمینهها، و همزمان بیاعتبار کردن مداخله بیرونی و نفی امید به آن بود.
۴- دیگر ادعای نگارنده محترم نیز دقیقاً از همین وارونهخوانی رنج میبرد: جمله بیان شده درباره «نیروی نجاتبخش بیرونی» نه تجویز یا مشروعیتبخشی؛ بلکه هشدار بود. سخنران پرسیده است چرا بخشی از جامعه باید به بیرون امید ببندد، و سپس همان امید را نقد کرده: «مگر ترامپ برای ما رفاه و آزادی میآورد؟» پیام روشن است: اگر کانالهای داخلی دادخواهی، شنیدن و اصلاح تضعیف شود، در بخشی از جامعه توهم منجی بیرونی رشد میکند؛ و این خطر باید از طریق تقویت مسیرهای داخلی خنثی شود. این هشدار در متن منتشره آن روزنامه «سخنپراکنی مناسب شبکههای معاند» نامیده شده، در حالی که اتفاقاً بزرگترین خدمت به معاند، انکار همین سازوکار و رها کردن زمینههای روانی و سیاسی آن است. هیچ دشمنی بدون شکاف و آزردگی داخلی نمیتواند موفق شود؛ گفتن این واقعیت، همراهی با دشمن نیست، مصونسازی نظام حکمرانی از مداخله بیرونی است.
۵- در بحث تفکیک اعتراض و اغتشاش نیز، متن متأسفانه کاملاً گزینشی و تحریفآمیز برخورد کرده است. در سخنرانی تصریح شده که اعتراض مسالمتآمیز نشانه زنده بودن جامعه است، صدای منتقد باید شنیده شود، و بین معترض و عامل دشمن باید تفکیک به عمل آید. اما روزنامه جوان با چشم بستن بر همه این تصریحات، با تقلیل سخن به یک عبارت و تمسخر آن، عملاً بحث را به ابتذال کشانده است. در سخنرانی مورد بحث، صریحاً اشاره شده که اعتراض، حق مردم و نشانه حیات اجتماعی است؛ اما خشونت، حمله به پاسگاهها و مراکز نظامی، و فراخوانهایی که هدفشان برهم زدن نظم عمومی و کشاندن جامعه به درگیری است، دیگر در تعریف اعتراض نمیگنجد. این همان تفکیکی است که هم عقلِ امنیت ملی بر آن صحه میگذارد و هم عدالت سیاسی.
۶- اگر دغدغه «تحریف مردم» دارید، در درجه نخست با مردم با ادب سخن بگویید. مردم یک تیتر و یک قابِ تکبعدی نیستند که هر کس به میل خود، بخشی از آنان را برجسته و بخشی دیگر را حذف کند تا نتیجه دلخواهش را بگیرد. مردم، هم همانهاییاند که در سختیها ایستادند و هزینه دادند، و هم همانهایی که زخم خوردهاند و نیاز به مرهم دارند؛ هم خانوادههای شهدا و هم خانوادههای جانباختگان؛ هم حامی و هم منتقد؛ هم آنان که زبانشان به اعتراض باز شد و هم آنان که روز ۲۲ دی ماه از خشونتورزیها ابراز بیزاری کردند. سخن معاون اجرایی رئیسجمهور دقیقاً بر همین حقیقتِ ساده و ملی استوار بود: دولت باید با زبان انسانیتر و مسئولانهتر با همه این طیفها سخن بگوید و اجازه ندهد هیچ خانوادهای - با هر گرایش و تجربهای- احساس بیپناهی و رهاشدگی کند. این نگاه نه تضعیف انسجام ملی، که شرطِ تقویت آن است؛ زیرا انسجام، محصولِ حذف و تحقیر نیست، محصول همدلی، انصاف و شنیدن است. در مقابل، ادبیاتی که به جای تبیین و اقناع، از تمسخر و تخفیف بهره میگیرد، نه فقط حقیقت را قربانی میکند، بلکه سرمایه اجتماعی را میسوزاند و شکافها را عمیقتر میکند.
جوان: هیچچیز در صدق گزارش روزنامه جوان آشکارتر از این نیست که روابطعمومی معاون اجرایی ریاستجمهوری مجبور به تحریف سخنان جناب قائمپناه و ساختن یک سخنرانی جدید از سخنان او شده است که لطیف و خیرخواهانه و عاقلانهتر باشد، «جوان» از معاون اجرایی خواسته است تا مطابق تحصیلات و مسئولیتش سخن بگوید که این را «تمسخر» نامیدهاند، اما در جای جای جوابیه به تمسخر نویسندگان جوان رو آوردهاند. با اینحال، سخن اصلی آن نوشته با شخص رئیسجمهور بود که خود با اشراف بر متون دینی بهتر میداند که اظهارات دوست قدیمیاش برگرفته از سخنان پراکنده و بدونعمق طرفداران سکولاریسم هست یا نه.
جوابیه روابط عمومی روی دو برگه کاغذ بدون سربرگ و شماره و هرگونه نشانهای از نهاد ریاست جمهوری برای روزنامه ارسال شده است و فقط مسئول روابط عمومی در تماس با روزنامه آن را تأیید کرده است که این هم از عجایب کار است و باید دید چرا گویی نمیخواستهاند این جوابیه را گردن بگیرند!